رقصان
شده ، در سرفه هایت ، خَردل و خون
ای
سربلند ، از جبهه های ِ ، فاو و مجنون
تاول
، تنیده ، روی ِ دست و روی ِ ماهت
مستانه
، آتش می زنی ، بر چشم و افسون
دیدم
نفس ، لرزان شده ، در سینه هایت
هر
گوشه از ملافه ات ، خونین و گلگون
دانم
، در اندوهت ، هزاران ، درد داری
گنجینه
ای از درد ، گویی ، گنج و قارون
همچون
شهیدی ، گرچه در بستر فتادی
گویا
، پلاکت ، گم شده ، در چرخ و گردون
دستان
ِ تو ، لبریز ِ عشق و مهربانیست
ای
خاطرات ِ سر پُل و سردشت و کارون
رضا آسمان ( ر . ص . آسمان )
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
الوداع ؛ ای ماه ِ رحمت ،
الوداع
لحظه های ِ ، پُر زِ حکمت ؛ الوداع
ای هلالت ، تا هلالت ، عیش و نوش
ماه ِ زیبای ِ ، پُر از، جوش و خروش
لحظه هایم ، با تو ، زیبا بود و بس
بی تو، بی قدرم ، بسان ِ خار و خس
هر سحر خواندی مرا بر خوان ِ حق
دست در دستت ، شدم ، مهمان ِ حق
گرچه رفتی ، باز، قلبم ؛ با شماست
رخصت ِ دیدار ِ دیگر ، با خداست
دستِ من ، بر دامنت ، دستم بگیر
بی خودم ازخود ؛ مرا ، هستم بگیر
یا رب ، ای زیباترین ، ای نازنین
ای خدای ِ مهربان ، ای بهترین
من همانم ، بنده ای ، زار و خموش
آنکه باشد پر طمع ، پر حرص و جوش
گرچه دادم ، دل ، به نون ِ
یسطرون
من کجا ، یا رب و عین ِ یعقولون
فرصتی دادی ، که باشم ، بنده ات
باز هم ، رسوا شدم ، شرمنده اترضا آسمان ( ر . ص . آسمان )
پی نوشت :
1 - یسطرون = اشاره به آیه ی شریفه (ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ)
« نون . سوگند به قلم ! و قسم به چيزي كه
مينويسند »
2 – اشاره به آیه ی شریفه (قُلِ الْحَمْدُ
لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ) « بگو: ستایش مخصوص خداست؛ امّا بیشتر
آنان نمى اندیشند. »
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
فاصله ها
در چشم ِ تو دیدم ؛ همه شب ، مسئله ها را
جانم به
لب آمد ؛ تو نگفتی ، گله ها را
زلفت ،
چو کمندی شده ، اندر دل و جانم
گیسوی
تو ؛ سرگشته کند ، قافله ها را
بر من ؛
منگر ، طاقت ِ انکار ، ندارم
چشمان ِ
تو؛ تشدید کند ، زلزله ها را
ترسم که
سکوتت ، بشود ، ساز ِ مخالف
آشفته
کند ، شوق ِ همه چلچله ها را
در کنج ِ قفس ، بال ِ پریدن ، که تواند ؟
قفل و
قفس از دل ببرد ، حوصله ها را
بگشای
لب و خنده نما ، تا که بدانم
در وقت ِ نمازم ، اثر ِ نافله ها را
با لطف
نگر بر من و بنشین به کنارم
تا خط
بزنم ، من اثر ِ فاصله ها را
رضا
آسمان ( ر . ص . آسمان )
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم دی ۱۳۹۱ساعت 20:32 توسط رضا آسمان
|
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
کار من نیست که در شأن تو تحریر کنم
یا که با لفظ و بیان ، وصف تو تقریر کنم
تو علی ، شیر ِ خدایی و رسول از تو سرود
ترسم از اینکه در اوصاف تو تقصیر کنم
تا شود توبه ، به درگاه ِ الهی ، مقبول
باید اول ، دل و جان را به تو تطهیر کنم
تو خداوند ِ زمینی و زمین جای تو نیست
یارب این ربّ زمین را به چه تعبیر کنم
ز فلک حضرت ِ حق گفت محمد ، ز غدیر
شیعیان را به علی ، با تو نمک گیر کنم
گفت از جانب حق روز قیامت ، که علی
به شفاعت ، همه احباب تو ، تبشیر کنم
رضا آسمان ( ر . ص . آسمان )
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور
برچسب:
نویسنده: علی میرزاپور